چهار ماهگی پسملممممممممممممم
چهار ماهگی قندکممممممممممممممممم 92/5/2 پسرم 4ماهگیت مبارک .بازم واکسن ، نوبت 4 ماهگیه ، خیلی نگران بودم عزیزکم ، بابایی جایی کار داشت به خاطر همین با بابا جونی رفتیم واکسن بزنی .بهت قطره استامینوفن دادم وحرکت کردیم به سمت خانه بهداشت که نزدیک انبار نفت .توی مرکز بهداشت خیلی آروم و مهربون تو بغل باباجونی بودی آخه فقط برای بابا جونی با صدا میخندی .در کل با مردها میونت خوبه. البته اینم بگم عاشق بابایی وقتی بابایی نماز می خونه همش خودتو برای بابا لوس میکنی تا نگاهت کنه و براش از خنده غش میکنی. . . اول چکاپ قد و وزن و بعد واکسن ، بازم بیرون بودم و باز مامان جون برد برای زدن واکسن و تا صدات آمد نتو...
نویسنده :
مامان و بابا
1:10





